خلاصه آنچه که در هفده هفته اول بارداری گذشت!
سلاااااااام عشق مامان 
حالت چطوره دختر خوشگلم؟ این خاطره ای که امروز دارم برات به اشتراک میذارم خلاصه هفده هفته اوله که اون موقع ها نوشتم. راستش ویار خیلی بدی داشتم و این باعث شد که بیشتر روزها یه جا دراز کشیده باشم یا خواب باشم. در مورد ویار هم مفصل برات صحبت خواهم کرد (در پست های بعدی). حالا این خاطره.
- 7 مرداد 94
. اما لحظات خوبم بود
. مثلا اونموقع که 30 اردیبهشت واسه قلبش رفتم سونوگرافی و سالم بود. یا وقتیکه با احسان رفتم واسه سونوگرافی ان تی و ان بی و اولین بار دیدمش که مدام وول میخورد
. انگار داشت کردی میرقصید
! یا ده ها بار بعدش که سی دی سونو رو گذاشتمو دیدم
. قربونت برم که اینقد شیطونی
. کی میای بیرون من یه ماچ سفتت بکنم؟
. یا روزیکه نتیجه مرحله اول غربالگری رو گرفتم و همه چیز خوب بود
.
. در هر صورت خیلی باحال بود.
پانی...خونه
ساعت 12:57 ظهر
راستی دخترم اینم دو تا عکس سونوگرافی. یکی اولی که برای اولین بار قلب کوچولوتو دکتر چک کرد و گفت همه چی مرتبه. و دیگری هم همون سونوگرافی ان تی ان بی که توی شیطون بلا همش توش وول میخوردی. دلم میخواست بابا رو میدیدی که چطوری سرجاش خشکش زده بود
و با تمام وجود داشت تو رو توی مانیتور نگاه میکرد. بقدری از دیدنت خوشحال و شگفت زده شده بود که نگو
. تو هم که مدام دست و پاتو تکون میدادی و میچرخیدی. اونقدر وول میخوردی که خانم دکتره خنده اش گرفته بود. می گفت من کاریش ندارما خودشه که اینقدر وول میخوره!
. از دیدنت سیر نمیشدم دخترم. خیلی حس جالبیه که یه موجود زنده درونت حرکت میکنه. امیدوارم این لحظه رو هرکس که بچه دوست داره تجربه کنه. از اون لحظاتیه که تا آخر عمر توی ذهنت میدرخشه. از اون تجربیاتی که به زندگی مفهوم و دلیل میده. خیلی خوب و آرامش بخشه. خدایا مرسییییییییی.
سونوی اولی در هفته هشت
سونوی دومی (NT NB) در هفته ده



خلاصه آنچه که در هفده هفته اول بارداری گذشت! 


